تبليغاتX
تو را من چشم در راهم کثافت
یه قالب صابون لطفا...
آن باران چوب و چماقی که بر سرت بارید

از اقیانوس لطف که بود برادر؟

آن دریای سنگی که سرت را شکست

از قله ی کدام کوه بخشنده افتاده بود؟

آن همه گاز اشک آور که تا معده را میسوزاند

باد معده ی کدام باقالی خورده ای بود؟!

پ.ن: راهنمایی:عمامه (امامه؟) داره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 15:8  توسط جوجه کلاغ هار  | 

حرفهایت

بوی گند زندگیم میدهد

شاید هم زندگیم

بوی گند حرف هایت را میدهد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 10:7  توسط جوجه کلاغ هار  | 

قلبم آرتروز گرفته

دیگر دنبال قلبت نمیدود

قلبت واریس گرفته

یک جا بند نمیشود

ای کاش

کفشدوزکی پیدا میشد

بالش را به من میدوخت...

 

پ.ن:شک نکن معجزه ای در کار نیست!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 16:40  توسط جوجه کلاغ هار  | 

قایقی میسازم

به وسعت خاطره ات

به بزرگیه خیانتت

به رنگ عشق گهیت

با دو پارو

به کوتاهیه فکرت

و

چنان میکوبانمش فرق سرت

که یادت برود فراموشم کرده ای!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 16:8  توسط جوجه کلاغ هار  | 

حتی فرشته ها هم گاهی

صورتشان را به شیشه ی نمناک آسمان میچسبانند

و به انسان مبتذلی نگاه میکنند

که به یک فرشته سجده کرد

 

پ.ن:تا حدودی شخصی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 12:54  توسط جوجه کلاغ هار  | 

حتی فرشته ها هم گاهی

صورتشان را به شیشه ی نمناک آسمان میچسبانند

و به انسان مبتذلی نگاه میکنند

که به فرشته ای تعظیم کرد

 

پ.ن:تا حدودی شخصی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 12:52  توسط جوجه کلاغ هار  | 

به نظرتون فوتونا وقتی از خورشید پرت میشن بیرون

چه حالی دارن؟

مثل حال آدم و حوا!

پ.ن:من اونقد شاد نیستم که کسی رو شاد کنم ولی در کمال تعجب مثل دلقکا میمونم!

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 17:33  توسط جوجه کلاغ هار  | 

تبریک میگم!

به همه!

تو دنیایی زندگی میکنیم که واسه همه چیز دلیل داریم!

جاذبه

نور خورشید

حرکت سیاره ها

...

همه چی! همه چی!

حتی دوستی!

حتی عشق!

واسه ی لحظه لحظش دلیل داریم

ولی همه کاملا بی دلیل زندن!

حتی شما دوست عزیز!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 16:44  توسط جوجه کلاغ هار  | 

از آینده متنفرم!

عاشق گذشته ام!

و هیچ حسی نسبت به الان ندارم!

شما چطور؟

پ.ن:کارم انتخاب شد! یه جانور شناس و روزنامه نگار!

پ.ن:آره! انقد دلیل بیار که تمام زندگیتو نابود کنی!

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 21:4  توسط جوجه کلاغ هار  | 

من متاسفم

از انعام دادن در آبجو فروشی ها وتا کسی ها یا از رشوه دادن و...

از شخصیت های رسمی و غیر رسمی و از رفتار مودبانه ی اغراق شده ام

رفتار مودبانه ای که گاهی منجر به از خود گذشتگی افراطی میشود

گویی که همواره به خاطر زندگی کردنم معذرت خواهی میکنم

آن هم این زندگی!

از کتاب "دعا برای کودکی زاده نشده"

اثر "ایمره کرتیس"

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 17:58  توسط جوجه کلاغ هار  |